تبليغاتX
ماهنامه فرهنگی هنری فانوس


ماهنامه فرهنگی هنری فانوس

و خورشید چه شرمسار است در برابر فانوس چشمان تو

در اين شب ها ما را هم دعا كنيد

نوشته شده در شنبه سی ام شهریور 1387ساعت 2:14 بعد از ظهر توسط | |

تنهايي از اين بيش كه ديده ست كه دريا

در چاه بگريد غم تنها شدنش را ؟

يا غربت از اين بيش كه خورشيد شبانه

بر دوش كشد نيمه ي خاموش تنش را ؟

                                                           حسن دلبري

براي ديدن ادامه ي اشعار به ادامه ي مطلب مراجعه كنيد

امام علي

 


::ادامه مطلب::
نوشته شده در شنبه سی ام شهریور 1387ساعت 2:11 بعد از ظهر توسط | |

 

اولین بستنی «آلاسکا در سال 1923میلادی به بازار عرضه شد. ماجرای به وجود آمدن آن هجده سال قبل از آن تاریخ توسط یک پسر بچه ،با یک بطری نوشابه ، یک قطعه چوب ویک شب بسیار سرد اتفاق افتاد

یک روز در سال میلادی 1905،«فرانک اپرسون »که یازده سال داشت وساکن کالفرنیا بود تصمیم گرفت یک نوشابه تهیه کند پس مقداری پودر شربت را در یک آب حل کرد وبا یک همزن چوبی هم زد

بقیه نوشابه را در تمام شب روی بالکن منزل ماند .آن شب ،هوا به طور بی سابقهی سرد شد .روز بعد .فرانک پارچ نوشابه اش را با همزن چوبی داخل آن به حالت منجمد روی بالکن دید

سالها گذشت و«فراتک اسپرون »این حادثه را فراموش کرد ،او برای گذراندن زندگی کارهای متعددی را آزمود

اما در هیچ حرفه ای موفقیت چندانی به دست نیاورد . یک روز به یاد آن شب وآن نوشابه یخ زده افتاد وتصمیم گرفت که شانس خود را در این کار آزمایش کند .او با افزودن شربتهای مختلف میوه ،نوشابه هایی با طعم های مختلف ساخت ومایع به دست آمده را در قالب قرار داد یک قطعه چوب هم در آن گذاشت ومخلوط را تا حد انجماد سرد وبه این ترتیب اولین «آلاسکا»را ساخت امروز ه سالانه میلیونها «آلاسکا»با طعمهای مختلف به فروش می رسد اما از همان ابتدای کار ،پر فروش ترین «آلاسکا»طعم پرتغالی آن بوده است  

                                                              منبع :مجله ی نوجوان

نوشته شده در چهارشنبه بیستم شهریور 1387ساعت 7:11 بعد از ظهر توسط | |

    شاهد باغ است درخت جوان
    پير شود، بشكندش باغبان
    «نظامي گنجوي»
    صبر كن بر تلخ كامي ها، كه آخر روزگار
    چشمه سار نوش سازد بوسه گاه نيش را
    «صائب تبريزي»
    فريب تربيت باغبان مخور اي گل
    كه آب مي دهد، اما گلاب مي خواهد
    «صائب تبريزي»
    فرصت شمار عمر كه اين مرغ نيك فال
    ناگه زسنگ حادثه بي بال و پر شود!
    «پروين اعتصامي»
    كي بر اين كلبه طوفان زده سر خواهي زد؟
    اي پرستو كه پيام آور فرورديني؟
    «شهريار»
    چنين است كردار گردنده دهر
    گهي نوش بار آوردگاه زهر
    «حكيم فردوسي»
    چون نور كه از مهر جدا هست و جدا نيست
    عالم همه آيات خدا هست و خدا نيست
    «عبرت نائيني»
    دستگيري گر كني همسايه درويش را
    با پيامبر در جنان همسايه بيني خويش را
    «پناهي سمناني»
    دگر نسيم سحر هم طراوتم ندهد
    همين به بوي تو هستم اميدوار، بيا
    «پناهي سمناني»
    اي گل كه موج خنده ات از سرگذشته است
    آماده باش گريه تلخ گلاب را!
    «صائب تبريزي»

    

نوشته شده در چهارشنبه بیستم شهریور 1387ساعت 6:58 بعد از ظهر توسط | |

يك شركت ژاپني امكان عروسي زوج هاي جوان را در فضا فراهم كرده است.

به گزارش باشگاه خبرنگاران به  نقل از آسوشتيدپرس، كساني كه آرزوي گفتن بله عروسي خود را در فضا دارند مي توانند با پرداخت حدود يك ميليون و چهارصد هزار يورو جشن عروسي خود را در فضا بگيرند. عروس و داماد فضايي مي توانند سه مهمان را به همراه خود در يك فضاپيماي كوچك خصوصي به همراه ببرند.

مدت زمان اين عروسي فضايي حدود يك ساعت است و عروس خانم بايد به سرعت بله را به آقاي داماد اعلام كند و بخش اعظم و اصلي جشن عروسي پيش از پرتاب فضاپيما بر روي زمين برگزار مي شود. سكوي پرتاب اين سفينه فضايي عروسي در پايگاه كوچكي در اوكلاهماي امريكا واقع شده است.

اولين عروسي فضايي براي سال 2011 برنامه ريزي شده است و مسئولان اين شركت ژاپني ارائه كننده خدمات عروسي در فضا اميدوار ثبت نام كردن زوج هاي زيادي به خصوص از كشورهاي عربي و چين هستند. دنيس تيتو ميليونر امريكايي نخستين توريست و مسافر فضا در سال 2001 بود و از آن پس سفرهاي فضايي باب شد.

 

منبع خبر : باشگاه خبرنگاران جوان
نوشته شده در چهارشنبه بیستم شهریور 1387ساعت 6:52 بعد از ظهر توسط | |

نام من، نویسنده این کتاب(سینوهه) است و من این کتاب را برای مدح خدایان نمی نویسم زیرا از خدایان خسته شده ام.من این کتاب را برای مدح فراعنه نمی نویسم زیرا از فراعنه هم به تنگ آمده ام.من این کتاب را فقط برای خودم می نویسم بدون اینکه در انتظار پاداش باشم یا اینکه بخواهم نام خود را در جهان باقی بگذارم.

آن قدر در زندگی از فرعون ها و مردم زجز کشیده ام که از همه چیز حتی امیدواری تحصیل نام جاوید,سیرم.

من این کتاب را فقط برای این مینویسم که خود را راضی کنم و تصورمینمایم که یگانه نویسنده باشم که بدون هیچ منظور مادی و معنوی کتابی می نویسم.هرچه تا امروز نوشته شده, یا برای این بوده که به خدایان خوشامد بگویند یا برای این که انسان را راضی کنند.


::ادامه مطلب::
نوشته شده در چهارشنبه بیستم شهریور 1387ساعت 2:15 قبل از ظهر توسط | |

پسروپدری داشتند درکوه قدم میزدندکه ناگهان پای پسربه سنگی گیرکرد،به زمین افتادودادکشیدآییی!

صدایی از دوردست آمدکه:آییی!

پسرک باکنجکاوی فریادزد:کی هستی؟

پاسخ شنید: کی هستی؟

پسرک خشمگین شد وفریاد زد:ترسو!

بازپاسخ شنید:ترسو!

پسرک با تعجب ازپدرش پرسید:چه خبراست؟

پدرلبخندی زدوگفت:پسرم توجه کن وبعد باصدای بلند فریاد زد:تویکقهرمان هستی!

صدا پاسخ داد:تویک قهرمان هستی!

پسرک باز بیشتر تعجب کرد.پدرش توضیح داد:مردم میگویندکه این انعکاس کوه است ولی این در حقیقت انعکاس زندگی است.هرچیزی که بگویی یا انجام دهی،زندگی عیناً به تو جواب می دهد

اگر عشق را بخواهی ، عشق بیشتری درقلبت به وجود میآید و اگر به دنبال موفقیت باشی آن را حتما ًبه دست خواهی آورد .هرچیزی را بخواهی ، زندگی همان را به تو خواهد داد.

نوشته شده در سه شنبه نوزدهم شهریور 1387ساعت 7:29 بعد از ظهر توسط | |


قالب وبلاگ : فقط بهاربيست